قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
54
تاريخ الفي ( فارسى )
و بند كردند و پرسيدند كه شما كيستيد ؟ گفتند : اهل يمامه . نگاهداشتند تا خالد نزول كرد . از ايشان پرسيد : چه مىگوييد ؟ گفتند : از ما پيغمبرى و از شما پيغمبرى . خالد فرمود تا ايشان را شمشير عرض كردند . چون خواستند كه ساريه را بكشند ، گفت : اگر حلّ و عقد اين ملك مىخواهيد ، اين مرد - يعنى مجاعه - را نگاهداريد . پس مجّاعه را در قيد نگاهداشتند . چون وقت محاربه شد ، او را پيش زوجهء خالد ، امّ تميم - كه زن مالك [ بن نويره ] بود - گذاشتند . و روايت است كه رجّال بن عنفوه « 1 » كه از بنى حنيفه است ، پيش رسول ، عليه السّلام ، آمده بود و مسلمان شده بود ، و چون به قوم خود بازگشت مرتد شده گواهى داد كه : من از رسول [ 6 ب ] شنيدم كه « مسيلمه را در امر نبوّت با خود شريك مىسازم » . و مردم بهواسطهء گواهى او متابعت مسيلمه كردند . چون خالد مهيا شد بر قتال ، بنى حنيفه با رجّال بن عنفوه و محكّم بن طفيل از يمامه بيرون آمدند و بر در يمامه لشكرگاه كردند و مسيلمه سراپردهء خود در بوستانى بزرگ ، كه آن را « حديقة الرحمن » نام كرده بود ، زد . بعد از آن خالد با لشكر رسيد . چون صفها را آراستند مسيلمه پيش باغ خود صف آراسته و خود در باغ نشست . خالد نيز از عقب لشكر خود نشست . چون جنگ درپيوست « 2 » ، مسلمانان حمله كردند . عبد الرحمن بن ابى بكر حمله كرد با مهاجران ، و اوّل كسى كه كشته شد رجّال بن عنفوه بود . محكّم بن طفيل را كه ميمنهء سپاه مسيلمه داشت بكشتند . سپاه يمامه جمله حمله كردند . مسلمانان به هزيمت شدند ، تا آنكه كفّار خيمهء خالد را به شمشير بشكافتند و بر امّ تميم حمله كردند . مجّاعه خود را وقايهء او ساخت و گفت : من از اين ضعيفه مروّت و شفقت بسيار ديدهام . و مجاعه گفت : خالد هنوز بر تخت است ، من بيرون نيايم ، تا آنكس كه مرا اسير كرده كشته بينم . خالد چونكه كار از دست شد سوار شد و سالم ، مولاى ابو حذيفه ، را گفت : علامت مهاجر برگير . او علامت برگرفت و خالد با علامت پيش لشكر شد . چون او را بديدند بر گرد او آمدند . خالد گفت : يا معشر المهاجرين و الانصار ! بد عهدى كرديد كه گريختيد . و همهء سپاه را برگردانيد و حمله كردند به آن جمع كه مسلمانان را شكست داده بودند . پس گفت : هرگروهى جدا شويد ، تا هركه جنگ كند و هركه بگريزد من ببينم . و هرگروهى را به جائى داشت و حمله
--> ( 1 ) . اين شخص پس از اينكه از ابىّ بن كعب قرآن و فقه آموخته بود ، از طرف رسول اللّه ( ص ) بعنوان معلّم اهل يمامه روان شد تا كار مسلمانان را سامان دهد و آنها را بر ضد مسيلمه تحريك كند ، ولى خود او براى بنى حنيفه از مسيلمه خطرناكتر شد . ( 2 ) . اين درگيرى در محلّى به نام عقرباء اتّفاق افتاد كه منطقهاى است از زمينهاى يمامه و بنى عامر . ياقوت حموى علت تسميهء اين محلّ را زيادى عقرب ذكر كرده است ؛ - معجم البلدان ، ص 193 .